کی گفته آدمهای اینجا تفریح ندارند که بکنند ؟ هر که گفته حکما یا از این آدمهای سطل به دست مزدور است که گردش چرخ آسیاب دشمن را وجهه ی همت خود قرار داده و یا از جهال معلوم الحال ِ ناآشنا با امواج و رسانه و کانال .اگر هم هیچکدام اینها نباشد، یک ریگی به کفش اش هست حتما !
علی ای حال، بفرمایید برود یک 100 تومانی بدهد و یک مقادیر معتنابهی از این راهنماهای همشهری بخرد و یک تورقی بکند و برای روزهای متوالی منبسط الاحوال گردد؛ چنانکه ما گشته ایم .
خدا ان شاء الله به آگهی دهندگان این چنین و آگهی گیرندگان این چنین تر، اجر جزیل عطا فرماید که حال ما را خوب می کنند مثل حال خودشان !
متن آگهی: به استاد مداحی خانم آشنـا به سبــک های مختــلف مداحی نیازمندیم .
این تخته سیاه را کفن کرده باشیم اگر بخواهیم دروغ بگوییم ؛ از آن وقتی – روز ملی مبارزه با استکبار جهانی بود به گمانم – که این آگهی را دیدیم ، یک حس معنوی – هنری قشنگی بر سراسر وجودمان مستولی شده که نگو .(حیف که صدایمان از فرط هیجان دچار لرزش های بسامدی غریبی شده وگرنه ما هم الان داشتیم در محضر اساتید، "مداحی آکادمیک " می آموختیم .)
حالا این را ول کنید؛ این را که "می خواهیم در تمام عرصه ها حرف اول را بزنیم " هم ول کنید ؛ الله اکبر از این برابری زن و مرد ! این را بچسبید ، که چسبیدنی است الحق ...
سراپایمان غرق در یک جور غروری شده که کمتر در خودمان سراغ داشتیم تا پیش از این . سربلند بودیم ، به یمن این "یکسان نگری" سربلندتر شدیم . خدا باعث و بانی اش را با سربلندان محشور گرداند. ( بلند بگو آمین ! )
کاش این نسوان مکرمه قدر بدانند و این قدر از تنگ بودن عرصه های ظهور ننالند .
برای سلامتی جمیع پاک روانان مقیم مرکز، اجماعا صلوات .
این پنجره، بارانخورده است
آمدن یک دوست قدیمی ، از آن دست اتفاق هایی است که آدم را سر ذوق می آورد. ردش را که بگیری میان ردپای روزهای آمده و رفته ، می رسی به " یک زمانی وقتی ..." . نقطه ای که تو را از امروزت – شده برای یک لحظه – جدا می کند .
روزهایی که می آیند اما ، با خودشان شکل های تازه می آورند، حرف های دیگر، اسم های جدید ! که آنها هم به حکم طبیعت ، یک روزی جایشان را می دهند به شکل ها و حرف ها و اسم هایی که امروز نیستند لابد . همه چیز در یک سیر و تغییر مدام ، از تو دور، و به تو نزدیک می شود . منظومه ای است برای خودش . فصل دارد و برگ ریز و برف ریز . خورشید دارد و موجاموج شرجی در اندوه انبوه سایه ...
رفتار دستهایی که از تو برای تو می نویسند اما در این میان ، غنیمتی است شگرف.
هر روز به انتظار صدایی باید بود . یا در کمین سکوتی .