تبليغاتX
تخته سیاه

 

 

یک ) بادها خبر از تغییر فصل می دهند . این را چند روز پیش یکی به من گفت . قبلا هم شنیده بودمش. آن وقتها اسم یک کتاب بود. اما آن روز ، رو به آشفتگی من  معنی دیگری می داد . باد می پیچید توی هوا . سخت. جنگ تن به تن باد بود و خاک، و ناامنی زوزه می کشید. از چشمهایم اضطراب نشت می کرد. دلم می گفت اتفاقی می افتد. هنوز هم می گوید .خوب یا بدش را نمی دانم. نمی خواهم توی گردونه بیفتم باز . بد . خوب . بد . خوب . بد... عین پا کوبیدن سربازهای وظیفه می ماند. عین پا کوبیدن من در رژه ی سرنوشت . 

 

دو ) باد باید بوزد. اگر نوزد ، هیچ درختی نخواهد شکست و برای درختهای دیگر درس عبرت نخواهد شد .

باد باید بوزد. اگرنوزد ، هیچ بادبادکی نمی پرد توی هوا تا "جشن بادبادکها" روی صورت ماتم زده ی ما نقاب شود .

هیچ قاصدکی از جایش جنب نخواهد خورد تا رُل قدیمی اش را بازی کند . و بار مژده ها روی زمین خواهد ماند.

هیچ پرچمی بدون وزش باد به اهتزاز در نخواهد آمد .  و وقتی پرچمی تکان نخورد ، هیچ رگ میهن پرستی ای نخواهد جنبید . وهیچ کس صدایش را نخواهد انداخت در گلویش و با غرور و سرافرازی اختصاصی ، نخواهد خواند:

" ما برای / خواندن این / قصه ی عشق به خاک ، رنج دوران برده ایم ... "  و هیچ کس به افتخارش کف نخواهد زد و هیچ چهره ای ماندگار نخواهد شد !  و هیچ اعصابی از صدایش تحلیل نخواهد رفت ...

باد باید بوزد . اگر نوزد، شیران عَلم * در آماده باشی دائمی ، از دهان دره خواهند مرد .

 

سه) بادها خبر از تغییر فصل می دهند ؟

 

* ما همه شیران ولی شیر عَلم      حمله مان از باد باشد  دم به دم  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 20:0  توسط تخته سیاه  | 

 

شیرازه ی بهار

زنجیر ِ حباب آلود

 

ماهیان ِ دربند

آسمان ریسمان

می بافند باز ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 2:44  توسط تخته سیاه  |